پشت کاجستان، برف
برف، یک دسته کلاغ
جاده یعنی غربت
باد، آواز، مسافر، و کمی میل به خواب
شاخ پیچک، و رسیدن، و حیاط
من، و دلتنگ، و این شیشه خیس
می نویسم، و فضا
می نویسم، و دو دیوار، و چندین گنجشک
یک نفر دلتنگ است
یک نفر می بافد
یک نفر می شمرد
یک نفر می خواند
زندگی یعنی: یک سار پرید
از چه دلتنگ شدی؟
دلخوشی ها کم نیست: مثلا این خورشید،
کودک پس فردا،
کفتر آن هفته
یک نفر دیشب مرد
و هنوز، نان گندم خوب است
و هنوز، آب می ریزد پایین، اسب ها می نوشند
قطره ها در جریان،
برف بر دوش سکوت
و زمان روی ستون فقرات گل یاس
برف، یک دسته کلاغ
جاده یعنی غربت
باد، آواز، مسافر، و کمی میل به خواب
شاخ پیچک، و رسیدن، و حیاط
من، و دلتنگ، و این شیشه خیس
می نویسم، و فضا
می نویسم، و دو دیوار، و چندین گنجشک
یک نفر دلتنگ است
یک نفر می بافد
یک نفر می شمرد
یک نفر می خواند
زندگی یعنی: یک سار پرید
از چه دلتنگ شدی؟
دلخوشی ها کم نیست: مثلا این خورشید،
کودک پس فردا،
کفتر آن هفته
یک نفر دیشب مرد
و هنوز، نان گندم خوب است
و هنوز، آب می ریزد پایین، اسب ها می نوشند
قطره ها در جریان،
برف بر دوش سکوت
و زمان روی ستون فقرات گل یاس
+
توليد شده در سه شنبه 16 اسفند1384ساعت 9:5 به دستان پرتوان کوکب خانم
|


