<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>واحه ای در لحظه</title>
<link>http://vahe.blogfa.com/</link>
<description>جایی برای بلند فکر کردن من</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 09 Aug 2008 07:22:55 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>بازگشت گودزیلا...</title>
<link>http://vahe.blogfa.com/post-116.aspx</link>
<description>قابل توجه دوستداران گرامی که بسی رنج بردند در این سال سی غیبت وبلاگی اینجانب. &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به زودی پیروزمندانه بازخواهم گشت . اگه گفتین چطوری ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ . ن : این یک مسابقه است.&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/17.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 09 Aug 2008 07:22:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vahe&amp;postid=116</comments>
<dc:creator>vahe</dc:creator>
<guid>http://vahe.blogfa.com/post-116.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://vahe.blogfa.com/post-115.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#cc0066 size=7&gt;تولدم مبارک !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Jul 2008 06:00:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vahe&amp;postid=115</comments>
<dc:creator>vahe</dc:creator>
<guid>http://vahe.blogfa.com/post-115.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بزرگ بود و از اهالی امروز بود ...</title>
<link>http://vahe.blogfa.com/post-114.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt; من ستاره را یافتم ، من خوبی را یافتم. به خوبی رسیدم و شکوفه کردم. تو خوبی و این همه اعترافهاست.دلم میخواهد خوب باشم،دلم میخواهد تو باشم و برای همین راست میگویم. نگاه کن و با من بمان .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در فراق تو چه بنویسم ؟ چه میتوان نوشت ؟ ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آرامش ابدی تقدیم تو ، خسرو شکیبایی عزیز !&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; نامه رضا کیانیان به او : http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1165693&amp;Lang=P &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 19 Jul 2008 04:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vahe&amp;postid=114</comments>
<dc:creator>vahe</dc:creator>
<guid>http://vahe.blogfa.com/post-114.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نگاه مهربان ...</title>
<link>http://vahe.blogfa.com/post-113.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;روزم رو با بی حوصلگی آغاز کردم . دلم از زمونه گرفته . انبوه کارهایی که سرم ریخته رو یه کم سر و سامون میدم و بعدش تصمیم میگیرم یه سری به میل باکسم بزنم . آی دی و پسورد رو میزنم و میرم تو صفحه ایمیلم . می بینم خواهرم یه ایمیل برام فرستاده با عنوان &quot; عکس بوی فرندت&quot; علاقه مند میشم که برم ببینم توش چیه . حدس میزنم حتما عکس یه جانور بدترکیبه یا یه آدم فوق العاده زشت !!!( اعتماد به نفس رو دارید که ؟!) فایل رو باز میکنم میبینم عکس یک فروند خواهرزاده دوست داشتنیه که من عاشقشم . که 5 ساله به این دنیا اومده و شور و نشاط عجیبی به خونواده ما داده . توی عکس دستش رو گذاشته زیر چونه اش و داره به من نگاه میکنه . نگاهش معنی داره ، مهربونه . حس خوبی بهم دست میده. دلم براش تنگ میشه . عکس رو میذارم روی صفحه مونیتورم. حالا هروقت پنجره ها رو مینی مایز میکنم یه صورت آشنا که بی شباهت هم به من نیست بهم داره نگاه میکنه . نگاه پر از عشق. نگاهش میکنم ، خستگی از تنم در میره ، دلم پر از امید میشه و عشق ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;در سکوت با یکدیگر پیوند داشتن ،همدلی صادقانه ، وفاداری ریشه دار . اعتماد کن !&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Jul 2008 05:41:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vahe&amp;postid=113</comments>
<dc:creator>vahe</dc:creator>
<guid>http://vahe.blogfa.com/post-113.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://vahe.blogfa.com/post-112.aspx</link>
<description>بسیار وقت ها با یکدیگر از غم و شادیِِِ خویش سخن ساز می کنیم&lt;BR&gt;اما در همه چیز رازی نیست&lt;BR&gt;گاه به سخن گفتن از زخم ها نیازی نیست&lt;BR&gt;سکوتِ ملال ها از راز ما سخن تواند گفت&lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Mon, 14 Jul 2008 06:56:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vahe&amp;postid=112</comments>
<dc:creator>vahe</dc:creator>
<guid>http://vahe.blogfa.com/post-112.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://vahe.blogfa.com/post-111.aspx</link>
<description>آره دیگه وقتی تو به ماه نگاه کنی و من به خورشید، اونوقت من میگم نره تو میگی بدووووش !!!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 14 Jul 2008 05:38:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vahe&amp;postid=111</comments>
<dc:creator>vahe</dc:creator>
<guid>http://vahe.blogfa.com/post-111.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آگهی استخدام</title>
<link>http://vahe.blogfa.com/post-110.aspx</link>
<description>&lt;EM&gt;سردار رادان : پوشش خانمهای منشی شاغل در شرکتها باید مطابق با معیارهای اعلام شده از طرف ما باشد و آگهی های استخدام نیز نباید دارای جملاتی مانند &quot;ظاهری آراسته&quot; یا &quot;خوش برخورد&quot; باشد .&lt;BR&gt;برنامه تلویزیونی مثلث شیشه ای&lt;/EM&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خواهرم حجابت ،&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برادرم شرکتت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;را حفظ کن !&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در همین راستا ما بدلیل اینکه یک شرکت خصوصی دو نبش داریم و اتفاقاً خیلی هم به منشی احتیاج داریم اقدام به درج آگهی استخدام زیر در روزنامه های کثیر الانتشار می نماییم.باشد که بقیه شرکت داران هم از ما یاد بگیرند .الهی آمین !&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به یک حاجیه خانم ترجیحاً بازنشسته وزارت اطلاعات کاملاً بیسواد دارای ۱۸ فرزند شهید ، سه شوهر مفقود الاثر ، ۱۷ برادر جانباز و ۱۲ خواهر آزاده کاملاً وارد به باز و بسته کردن مسلسل با یک جلد شناسنامه ممهور به مهر کلیه انتخاباتهای برگزار شده و سابقه کافی در کتک زدن دخترهای ژیگول دور میادین و زیر ایستگاههای مترو که بشدت بوی گند تخم مرغ آپ پز با پیاز گندیده بدهد و در محل کار مرتباً یا آروغ بزند یا دهنش بوی سیر بدهد و دماغش هم یکجوری باشد که یا مثل بقیه جاهایش معلوم نباشد و یا اگر معلوم بود عین منقار باشد جوریکه اگر کسی او را در جای تاریک ببیند از ترس حتماً پاپیون بنماید و نیز اینقدر زائیده باشد که برای نشستن مجبور باشد دوتا صندلی زیرش بگذارد و تابحال سزارین هم ننموده باشد یا اگر نموده باشد سینه هایش با مشک زیاد فرقی نکند جوری که بجای سوتین از چتر نجات استفاده بنماید و عقلش هم اینقدر برسد که وقتی یکی وارد شرکت میشود اول بزند توی گوشش بعد خشتکش را سرش عمامه کند و اگر خدای نکرده ارباب رجوع خانم بود اول او را ببرد پزشکی قانونی ببیند آره یا نه و اگر آره ، شوهر دارد یا نه و اگر دارد چندتا الان دارد ، چندتا قبلاً داشته و چندتا میخواهد بعداً داشته باشد و اصلاً آیا شوهر و یا شوهران او اجازه داشته اند که آره و اینا یا خیر و اگر نداشته اند برایشان درجا پرونده تشکیل بدهد تا اراذل و اوباش معلوم بشود و همچنین کاملاً مسلط به بند آوردن تب ۴۲ درجه بوسیله مفاتیح الجنان برای کار در طبقه شصت و چهارم زیر زمین شرکتمان جوری که نامحرم او را هرگز نبیند ، خیلی نیازمندیم !!!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پ . ن ۱: این مطلب با ایمیل بدستم رسیده .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پ . ن ۲ : &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Jul 2008 05:05:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vahe&amp;postid=110</comments>
<dc:creator>vahe</dc:creator>
<guid>http://vahe.blogfa.com/post-110.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>mbc persia</title>
<link>http://vahe.blogfa.com/post-109.aspx</link>
<description>ای کسانیکه در خانه خود دایره زنگی * دارید ، همانا بدانید که کانالی به تازگی راه اندازی گردیده به نام mbc persia که در آن فیلمهای هالیوودی را با زیر نویس فارسی تقدیم حضورتان می نماید . از طریق لینک زیر میتوانید به فرکانس آن دست یابید :&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://mbc-persia.com/freq&quot;&gt;http://mbc-persia.com/freq&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;و این لینک زیرتری &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; هم صفحه اول همان سایت بالاست که زمانبندی فیلمها را اعلام مینماید . باشد که رستگار شوید.&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mbc-persia.com/&quot;&gt;http://www.mbc-persia.com/&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* ماهواره &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 Jul 2008 17:15:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vahe&amp;postid=109</comments>
<dc:creator>vahe</dc:creator>
<guid>http://vahe.blogfa.com/post-109.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>&quot; هیچ چیز ارزشمند تر از همین امروز نیست .&quot; گوته</title>
<link>http://vahe.blogfa.com/post-108.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;پانزدهم ژوئن بود و من تا دو روز دیگر وارد سی سالگی میشدم. وارد شدن به دهه ای جدید از دوران زندگیم نگران کننده بود چون میترسیدم که بهترین سالهای زندگیم را پشت سر گذاشته باشم.&lt;BR&gt;عادت جاری و روزانه من این بود که همیشه قبل از رفتن به سرکار برای تمرین به یک ورزشگاه می رفتم . من هر روز صبح دوستم نیکولاس را در ورزشگاه میدیدم .او هفتاد و نه سال داشت و پاک از ریخت افتاده بود . آن روز که با او احوالپرسی کردم از حال و هوایم فهمید که سرزندگی و شادابی هر روز را ندارم ، به همین خاطر علت امر را جویا شد. به او گفتم که از وارد شدن به سی سالگی احساس نگرانی میکنم . با خود فکر میکردم که وقتی به سن و سال نیکولاس برسم به زندگی گذشته ام چگونه نگاه خواهم کرد. به همین خاطر از نیکولاس پرسیدم : ببینم بهترین دوران زندگی شما چه موقعی بود ؟ &lt;BR&gt;نیکولاس بدون هیچ تردیدی پاسخ داد : جو ، دوست عزیز! پاسخ فیلسوفانه من به سوال فیلسوفانه شما این است : وقتی که کودکی بیش نبودم و در اتریش تحت مراقبت کامل و زیر سایه پدر و مادرم زندگی میکردم ، آن دوران بهترین دوران زندگی من بود.&lt;BR&gt;وقتی که به مدرسه می رفتم و چیزهای مختلف یاد میگرفتم ، آن دوران بهترین دوران زندگی من بود.&lt;BR&gt;وقتی برای نخستین بار صاحب شغلی شدم و مسئولیت قبول کردم و به خاطر کار و کوششم حقوقی دریافت کردم ، آن دوران بهترین دوران زندگی من بود. &lt;BR&gt;وقتی که با همسرم آشنا و عاشقش شدم ، آن دوران بهترین دوران زندگی من بود.&lt;BR&gt;جنگ جهانی دوم شروع شد ، من و همسرم برای نجات جانمان مجبور به ترک وطن شدیم .موقعی که با هم صحیح و سالم روی عرشه کشتی نشسته عازم آمریکای شمالی شدیم ،آن دوران بهترین دوران زندگی من بود.&lt;BR&gt;موقعی که به کانادا آمدیم و صاحب اولاد شدیم ،آن دوران بهترین دوران زندگی من بود.&lt;BR&gt;موقعی که پدری جوان بودم و بچه هایم جلوی چشمانم بزرگ میشدند ،آن دوران بهترین دوران زندگی من بود.&lt;BR&gt;و حالا جو ، دوست عزیزم ، من هفتاد و نه سال دارم ، احساس نشاط میکنم و زنم را به اندازه ای که روز اول دیده بودمش دوست دارم و این بهترین دوران زندگی من است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و به قول سهراب : زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است . رختها را بکنیم ، آب در یک قدمی است...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 Jul 2008 06:24:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vahe&amp;postid=108</comments>
<dc:creator>vahe</dc:creator>
<guid>http://vahe.blogfa.com/post-108.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از هر دری سخنی ...</title>
<link>http://vahe.blogfa.com/post-107.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;- من چه سبزم امروز و چه اندازه تنم هوشیار است ...&lt;BR&gt;- امروز صبح که داشتم می آمدم سرکار تو مسیر شرکت دیدم یه آقایی خوابیده رو چمنهای کنار خیابون . نه که فکر کنید از این بیکارها بودهاااا . نه .خیلی تیپش معقول میزد . حالا اصلا بی خیال تیپ آقاهه میخواستم اینو بگم که چرا من ضعیفه نمیتونم از این کارها تو خیابون بکنم. بعضی وقتها دلم میخواد بخوابم رو چمنهای نمدار کنار خیابون و باد موهامو ببره .احساس سبکی کنم . کسی هم بهم متلکهای آنچنانی نندازه . شود آیا ؟ &lt;BR&gt;-ای کسانیکه دایره زنگی* در خانه دارید . آیا دیشب فیلم &lt;A href=&quot;http://www.imdb.com/title/tt0337876/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#cc3366&gt;Birth&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; را از کانال Gem دیدید یا نه ؟ ما که دیدیم و حال نمودیم . فیلم ریتم آروم و ملایمی داره البته صورت آرامش بخش نیکول کیدمن جون هم در این ریتم بی تأثیر نبود . ولی از همه زیباتر به نظر من بازی بازیگر ده ساله این فیلم بود . فوق العاده عمیق و باورپذیر بازی کرده بود .&lt;BR&gt;- حالا که وارد بحث شیرین فیلم دیدن شدیم به اطلاعتون برسونم که فیلم &lt;A href=&quot;http://www.imdb.com/title/tt0297884/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#6666cc&gt;Far from heaven&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; رو هم دیدم . اول همین جا (به سبک آدم معروف ها که پشت تریبون حرف میزنند)از بهمندخت جونم تشکر کنم که یه دوجین بهم فیلم داده . هنوز هم بهش برنگردوندم. &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; آره داشتم میگفتم که بنده تازگیها فهمیدم که همجنس گرایی یه بیماریه . تا حالا فکر میکردم یه جور انحراف اخلاقیه تا اینکه همکاران عزیزم بنده را در این خصوص شیرفهم نمودند و این موضوع سبب شد که مقداری از حس چندش آور اینجانب از اینجور آدمها کاسته شود . این فیلم هم به همین موضوع پرداخته . البته بازهم زنان در جایگاه مظلوم قضیه واقع شدند . نمیدونم چرا بعضی فیلمها فقط مشکل رو مطرح میکنن و هیچ راه حلی ارائه نمیدن . چقدر صدای Dennis Haysbert تو فیلم گیرا بود . این سیاه ها عجب صدایی دارند . &lt;BR&gt;- ژورنالیستها خدای بازی با کلمات هستند. چیزی که من حالم ازش بهم میخوره . مثلا دیروز تو یکی از سایتهای خبری به این تیتر برخوردم : &lt;EM&gt;210 دقیقه نشست رئیس جمهور با 100 اقتصاددان&lt;/EM&gt; . همچین میگن 210 دقیقه انگار 210 روز بوده حالا اگه این عدد رو تبدیل به ساعت کنی میشه 3 ساعت و نیم . تازه بعد از 3 سال رئیس دولت تصمیم گرفته وقت گرانبهاش رو اونهم به مدت 3 ساعت در اختیار اقتصاددانان قرار بده که اونا هم حتما از اعوان و انصار خودشند که اگر هم نباشند که این آقاهه هیچ وقعی به حرفهاشون نخواهد نهاد. یه کلمه هم تازگیها برای راهپیمایی اختراع کردند : &lt;EM&gt;پیاده روی خانوادگی&lt;/EM&gt; !!!! خدایی کدوم اوسکولی همراه خانواده اش میره پیاده روی اونم از خیابان انقلاب تا میدون آزادی ؟! ها ها ها &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt;&lt;BR&gt;- قرار شده یه دوربین مداربسته داخل تونلهای مترو قرار بدن  تا مردم از نزدیک با عملیات حفر و ساخت تونلهای مترو آشنا شن . به  چه درد مردم میخوره خدا عالمه . اینم شده حکایت تابلوهای شمارش معکوس پروژه های عمرانی که یا وسطهای پروژه پاکشون میکنه یا اینکه مثل برج میلاد  بغلش مینویسن : فلان روز تأخیر در تحویل پروژه . مردم میخوان چیکار بدونن کی داره تو تونل دست تو دماغش میکنه میخوان ببینن کی این ایستگاهها آماده میشه.&lt;BR&gt;- راستی ماجرای دانشگاه زنجان در شرکت ما هم اتفاق افتاده . حالا خبرهای جدید که رسید بهتون میگم . فقط اینقدر بدونید که آقایی که به ما تذکر میداد مقنعه هامون رو بکشیم جلو .... آره !&lt;BR&gt;- ساروی کیجای عزیزم تولدت مبارک ! بند بعدی هم برای تو که شعرهای مارکوت بیگل رو دوست داری : &lt;BR&gt;- برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم که چراغها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند؛گوشی که صداها و شناسه ها را در بیهوشیمان بشنود؛ برای تو و خویش روحــــــی که اینهمه را در خود گیرد و بپذیرد، و زبانی که بر صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است سخن بگوییم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;* ماهواره . به نقل از فیلم &quot;دایره زنگی&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پ.ن : کسی کلاس سفالگیری سراغ داره به من بگه ؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Jul 2008 06:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vahe&amp;postid=107</comments>
<dc:creator>vahe</dc:creator>
<guid>http://vahe.blogfa.com/post-107.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
